او آمد ، امابا لباسي ديگر چهره اش در اولين لحظات نا آشنا مينمود ، ولي لبخند زيبايش او را همان آشناي قبلي معرفي ميكرد . به محض ديدنش جلورفتم بارها نزد خود اين صحنه را تجسم نموده و برخوردم را تمرين كرده بودم . با اينحال مطمئن هستم كه باز چهره ام مرا بي نهايت دستپاچه نشان مي داد و صدايم از شدت هيجان مي لرزيد.
سلام كردم . نگاهش طور خاصي بود ، گويا برايش آشنا بودم ولي صدايش پر از ترديد بود
خودش
هم نمي دانست چرا همراه پدر ومادرش بمنزل همكار پدر نرفته بود ، شايد علتش
اين بود كه نمي توانست دختر لوس و دردانه آقاي فرامرزي را تحمل كند ، ولي
اكنون فكر آنكه آنها براي شام نيز بازنگردند . او را از نرفتن پشيمان
ميكرد. كتابي را كه ميخواند بست و كناري گذاشت . پشت پنجره رفت و به حياط
نگاه كرد . چشمش به اتومبيل كيانوش افتاد . ناگهان فكري بمغزش خطور كرد :"
خوبست سري به او بزنم" بودن اتومبيل در حياط نشانه آن بود كه خودش هم منزل
بود، چون بتازگي دكتر به او اجازه داده بود در مسيرهاي خلوت و براي مدتهاي
محدود رانندگي كند ، و او به دكتر اطمينان داده بود كه مطابق ميل او رفتار
كند. به هر حال نيكا هرگز شاهد ورود و خروجش نبود . بيش از يك هفته از شبي
كه كيانوش مهمان آنها بود مي گذشت و بعد از آن نيكا او را نديده بود، ولي
حالا دلش ميخواست به ديدارش برود و مهم ترين انگيزه اين ديدار همان حس
عجيب دانستن ادامه داستان آن دفتر بود ، چون اميدوار بود كه يكبار ديگر
كيانوش خواندن آن دفترچه را به او پيشنهاد كند و او بپذيرد.
نيكا
سكوت كرد ، او مي دانست كه كيانوش قصد بستن پنجره رانداشت فقط جلوي آن
ايستاده بود خواست چيزي بگويد اما با ديدن چشمان بسته شادي منصرف شد و
چشمانش را بر هم فشرد.
پس
از طي كردن تعدادي پله به كنار حوض رسيدند دور تا دور آن آلاچيق هاي كوچك
چوبي قرار داشت كه ميزهايي زير آنها چيده شده بود . زير سقف هر آلاچيق
فانوس كوچكي سوسو ميزد هر چند نور ناقابل آن در مقابل آن همه چراغهاي رنگي
بحساب نمي آمد ولي منظره دلپذيري به آلاچيق هاي كوچك داده بود .
پيشخدمت
كه كناري ايستاده بود بمحض ديدن آنها جلو آمد تعظيمي كرد و خطاب به كيانوش
گفت:" آقاي مهرنژاد بعد از مدتها قدم رنجه فرموديد، خيلي خوش آمديد
خوشبختانه جاي هميشگي شما خاليه همونجا تشريف مي بريد؟
كيانوش سرد ومحكم پاسخ داد: خير!
- پس در اينصورت يكي از بهترين ميزهامون رو در اختيار شما قرار مي دم . لطفا بفرماييد خانمها خواهش مي كنم .