برای مشاهده مجله آریامهن از فایرفاکس استفاده کنید شیاطین مغضوب
شیاطین مغضوب
(3 Votes)
نوشته شده توسط شهروز فرهمند   
شنبه, 11 آبان 1387 14:03
smaller text tool iconmedium text tool iconlarger text tool icon


فکر کنم که دیگه وقتشه که در مورد شیاطین یه ذره صحبت کنیم و ببینیم اصل ماجرا چیه؟

روایات بسیاری از شیطان در ادیان و اسطوره ها وجود دارد و هر کدام به نوعی این فرشته رانده شده را معرفی نموده و با تعاریف و تعابیرشان وی را بیش از پیش به تباهی می کشند.

در روایات و داستانها می خوانیم که چون شیطان فرمان خداوند را اطاعت ننموده و بر آدم (نه انسان) سجده نکرده مورد غضب درگاه باری تعالی قرار گرفته و از فردوس برین رانده شده است. ولی آیا تا به این لحظه به این بعد قضیه فکر کردید که شیطان بواسطه فرشته بودن هیچ اراده ای از خود نداشته و فقط و فقط آدم است که قدرت انتخاب داشته و جبر و اختیار بر وی حاکم است؟!

پس چطور شیطان با اختیار خود از فرمان خداوند سر باز زده و مغضوب الیه شده است؟

در برخی از ادیان و مکاتب بحثی این چنین مطرح است که خیل کثیری از فرشتگان به رهبری شیطان در بهشت طغیان نموده و با این باور که توانایی فتح این نبرد را دارند با خداوند به میدان در می آیند. در این بین، خداوند 4 فرشته مقرب را که در مباحث قبلی شرح مبسوط آنها آمده است به میدان فرستاده و سپاهیان یاغی را از بهشت می رانند!
در کتاب بهشت گمشده اثر جان میلتون این داستان به زیبایی و با فصاحت کلام آمده است. مطالعه این کتاب بسیار سودمند است.

در قرآن نیز این داستان به گونه ای که در پیش اشاره شد آمده است که شیطان با فریفتن حوا (همسر دوم حضرت آدم به روایت برخی ادیان و اسطوره ها) وی را مجبور به خورد سیب (دانش) می کند و آدم و حوا که اختیار تام انجام هر کاری در بهشت را داشتند بغیر از استفاده از 2 درخت، گناه اول را مرتکب شده و فرمان شکنی می کنند. این سیب نماد دانش است که مادون خرد است و درخت دیگر درخت زندگی جاویدان بوده که دیگر مهلت استفاده از آنرا پیدا ننموده و رانده می شوند.(سوره اعراف آیه 20). دقت شود که تا قبل از خوردن میوه ممنوعه دانشی بر عریان بودن نداشتند ولی بعد از آن به این امر واقف گردیدند.

در اینجا که خداوند قصد راندن و عذاب شیطان را دارد، وی درصدد تضرع و زاری بر آمده تمنای بخشش می کند که خداوند به وی مهلتی دهد و خداوند رحمان به وی تا "يوم يبعثون" مهلت داد.(سوره اعراف آیه 14و15)

بد نیست در این بین گذری به کلماتی به ظاهر مشابه بزنیم و تفکری کنیم بر این مضمون که آیا تمامی آنها بیانگر یک روز خاص هستند یا می توانند متفاوت باشند!

یوم الدین، یوم القیامه، یوم یبعثون، یوم الآخر، یوم جزاء و ....

دقت شود که شیطان تا یوم یبعثون مهلت داده شده است، نه بعد از آن.



تعدد شیاطین و انجام وظیفه:

در سوره مریم آیه 83 آمده است: "آيا ندانستى كه ما شيطانها را بر كافران گماشته‏ايم تا آنان را [به گناهان] تحريك كنند". آیا این نتیجه در اینجا استنتاج نمی شود که این شیاطین نیروهایی گماشته اند و اراده ای از خود ندارند و تا ابدالآباد انجام وظیفه خواهند نمود؟!

9 بار کلمه "شیطانها" در قرآن آمده است که نشان دهنده تعدد آن موجود عدد 9 تکامل آن بر همه ابعاد خلقت است.

شیطان شناسی در دیدگاه ادیان و مکاتب دیگر:

تنوع این مبحث به حدی زیاد است که از حوصله خارج و در مقال نمی گنجد ولی به اهم آنها در زیر اشاره شده است:

شیاطین از دیدگاه اسقف Binsfeld در قرن 16: وی شیاطین را بر اساس گناهان هفتگانه کبیره به شرح زیر طبقه بندی نموده است:

1- لوسیفر (Lucifer): غرور
2- مامون(Mammon): حرص و طمع
3- آشمودوس(Asmodeus): شهوت و هوس
4- لویاتان(Leviathan): حسادت و رشک
5- بعل زبوب(Beelzebub): شکم پرستی
6- شیطان یا آمون(Satan/Amon): خشم و غضب
7- بعل فگور(Belphegor): تنبلی و سستی

فرانسیس ماریا گوازو کشیش اهل میلان در قرن 16 و 17 به نوعی دیگر این رده بندی را نمایش می دهد:

1- شیاطینی که در لایه های مافوق آسمان قرار داشته و هیچ ارتباطی با انسان ندارند.
2- شیاطینی که در لایه های زیرین آسمان بوده و مسبب طوفانها هستند.
3- شیاطین زمین که در مزارع، جنگلها و غارها زندگی می کنند.
4- شیاطین آب که از نوع مونث هستند و موجودات آبزی را از بین می برند
5- شیاطین زیر زمین که نگهبان گنجها و مسبب زمین لرزه ها هستند.
6- شیاطین شب که سیاه و زیان آورند. آنها از نور گریزانند.

البته این نوع طبقه بندی بسیار اسطوره ای و غیر واقعی نشان می دهد.



طبقه بندی ها بسیار زیادی در این حیطه یافت می شود که کم و بیش به موارد فوق شبیه است و تماما بر صفات ناپسند انسان دلالت دارد. نمونه دیگری از این موارد که سباستین مایکلیس در کتاب Admirable History نوشته به شرح زیر است. وی ادعا دارد که توسط Berith که یکی از شیاطین بزرگ جهنم در این ژانر شناخته می شود در هنگام اخراج ارواح پلید از بدن یک راهبه! به وی گفته شده است. در این طبقه بندی شاهد 3 سطح از شیاطین هستیم که به شرح زیر است:

سلسله مراتب اول:

  1. بعل زبوب (Beelzebub): تکبر و خودبینی، دشمنی
  2. لویاتان (Leviathan): حمله به عقاید دینی مسیحیت
  3. آسمودای یا آشمودوس (Asmodai): شهوت و هوس
  4. بریث (Berith): کفر گویی و قتل
  5. آستاروث یا آشتاروث (Astaroth): تنبلی و پوچی
  6. ورین (Verrin): بی صبری و ناشکیبایی
  7. گرسیل (Gressil): ناپاکی و بی صداقتی
  8. سونیلون (Sonneillon): کینه و نفرت، دشمنی

سلسله مراتب دوم:

  1. همسر اول حضرت آدم یا لیلیت Lilith: جن یا دیو ماده ای که به صورت زن در آمده و با مردان همخواب می شود.(succubus)
  2. ازازل Azazel: فرشته مرگ

سلسله سوم

  1. بلی یل (Belial): گستاخی و خودبینی
  2. اولیویر (Olivier): حسد و طمع و درنده خویی
  3. ژوارت (Jouvart): تمایلات جنسی ناپاک

یکی دیگر از تقسیم بندی های جالب توجه مربوط به اوایل قرن 19 است که فرانسیس بارت آنرا نگاشته است:

  1. Mammon: گمراه کننده
  2. Asmodai: کینه جویی زننده و فرومایه
  3. Satan: سحر و افسون و پیمان شکنی
  4. Pithius: دروغگویی و ارواح دروغگو
  5. Belial: بی عدالتی و حیله و نیرنگ
  6. Merihem: ارواح بیماری های همه گیر
  7. Abaddon: جنگ، حق علیه باطل
  8. Astaroth: تهمت و تفتیش عقاید
بسیار مهم: خواهشمندم اسامی این به اصطلاح موجودات را زیاد تکرار نکنید!

و آخر تقسیم بندی بسیار حائز اهمیت که به ماههای تولد افراد بستگی داشته و می تواند اندگی فرد را در راستای تزکیه هدایت نماید. این شیاطین هر کدام نماد یکی از خصایل اخلاقی ناپسند هستند که متولدین ماه خاص بهتر بیشتر بر این خصیصه توجه نموده و تزکیه نمایند.

  1. Belial in January
  2. Leviathan in February
  3. Satan in March
  4. Belphegor in April
  5. Lucifer in May
  6. Berith in June
  7. Beelzebub in July
  8. Astaroth in August
  9. Thammuz in September
  10. Baal in October
  11. Asmodai in November
  12. Moloch in December

ماهها به میلادی است و با مراجعه به تقویم می توان آنرا به زمانهای دیگر یافت.



برای ختم کلام بهتر است به مجادله معاویه و ابلیس گذری داشته باشیم و چند بیت از آن مثنوی گرانقدر را در نظر آوریم:

حضرت مولانا چنین می فرماید:

گفت اول ما فرشته بوده ایم ------- راه طاعت را به جان پیموده ایم

سالكان راه را محرم بُدیم ------ ساكنان عرش را هم دم بُدیم

ای بسا كز وی نوازش دیده ایم ------- در گلستان رضا گردیده ایم

چند روزی گر ز پیشم رانده است ------- چشم من در روی خوبش مانده است

ترك سجده، از حسد گیرم كه بود-------آن حسد از عشق خیزد، نز جحود

در بلا هم میچشم لذات او ------ مات اویم، مات اویم، مات او

قلب را من كی سیه رو كرده ام؟ ------- صیرفی ام قیمت او كرده ام

نیك را چون بَد كنم؟ یزدان نیم ------ داعیم من، خالق ایشان نیم


ابیات فوق معانی شگرفی در خود نهفته دارد که بسیار حائز اهمیت است. در میان این ابیات، ابیات بسیاری نیامده است که برای مطالعه میتوانید به لینک زیر مراجعه نمایید.

 
مبحث بعدی این مطلب در رابطه با سیمبولیسم و نمادشناسی این مقوله خواهد بود.
 
 
ادامه دارد...